Do you feel theL awakening?

هِی خدا! هِی جان‌کوچولوی بزرگِ کودکی‌های من، اِی خالق هر آنچه هست و نیست و الخ، می‌آیی تبادل \چبر{trick} کنیم؟ خیلی حوصله-سر-بر شدی جدیداً. هِی فدریکو؛ تو هم فاک آف. باشه؟ \بعدی{} حماقت را صرف که کرده‌ام هیچ؛ از حالت اکتیو به پسیو هم برده‌ام. احمقم و خسته. به ذهنم می‌رسد بلافاصله که کدام‌تر؟ نمی‌دانم. […]

Unexpected Addictive Playbacks

\لینک{http://blog.thel.ir/wp-content/uploads/2014/06/Delgir.mp3}{صدا}… برمی‌گردم.. \بعدی{} آدم‌ها چه موجودات دلگیری هستند، وقتی سوزنشان را نخ می‌کنی، تا برایت دروغ ببافند. چقدر می‌چسبد سیگارت را در گوشه‌ای بکشیّ و هیچ‌کس با خنده‌های تو به عقده‌هایش پی نبرد. از آدم‌ها دلگیرم؛ که خوب‌های خودشان را از بد تو موشکافی می‌کنند، و بدهای‌شان را در جیب‌های لباس‌هایی [که دیگر از پوشیدن‌ش […]

WWIIIde

با خودم تکرار می‌کنم، «ایزی از اِ کیس»، دنیا می‌ایستد. استغفار می‌کنم. خداهه هم که، خب، زیاد گیر نیست؛ می‌بخشد. تنها می‌شود باز و لعنت می‌کند خودش را که اینقدر زود وا داده. به خودش قول می‌دهد به این سادگی نبخشد دیگر بندگان‌ش را. \بعدی{} بازگشته‌ام. [می‌خواستم بنویسم «باز برگشته‌ام» که دیدم ترکیب طولانی‌ایست به […]

Let’s call her a-diode

اسکارلا [که کم هم شبیه همین جوهانسون-سام‌هاو-معروفه نیست] شروع کرد غرولند کردن. لب‌هایم را بالا کشیدم، [و با خودم فکر کردم عجب قیافه‌ی بامزه‌ای دارم احتمالاً؛ نمک‌ش را کم کردم و جدّی شدم] چشم‌های‌م را از درون، به سان شترها (تگ کن اخوی: شتر، پلک، دبستان) بستم. شروع کردم به زمزمه [یا شاید مزمرایز؛ شاید […]

In-their-net

«زمین می‌چرخد.» گالیله گفت. گالیله در واقع زیاد حرف می‌زد. اسم‌ش هم برای همین یک ترکیب مشکوکی گذاشتند که خودش نفهمد، اما بقیه بفهمند و مسخره‌اش کنند. (یادآوری: \چبر{The joke seems to be on me ’cause I’m the one not laughing}) زمین امّا چرخید و، باز من گالیله‌ام. \بعدی{} باز روز، باز شب، باز روز، […]

TTL — Time To Leave

آدم‌ها اگر «باز» شروع کنند حال‌شان «با»تر می‌شود؟ بازه؟ بی‌زه؟ آدم‌ها را نمی‌دانم؛ اما من روزی چند باز شروع می‌کنم. حالم هم فرقی نمی‌کند [با خودم] البته. فقط گه‌گاه یک فیدبک «تو چقدر ضدّ حالی» می‌گیرم که آن هم… غیرقابل پیش‌بینی نیست. هفت سال پیش، آن روزها که کارل را بدرقه می‌کردم، از شیکاگو یک […]

HoneyNet

هنوز دیشب است، یک سال است که شبِ دیوهاست و من، فقط خوابم. \بعدی{} یک سال است که کودکان استوایی از تو یاد می‌گیرند نوشتن و خواندن را، و من هم. [و تمامِ پیام‌بران جام حذفی، که به نیمه‌نهایی رسیده‌اند] \بعدی{} صبح که بی‌دار می‌شوی، کنتورهای تاریخ شروع می‌کنند به انداختن، انداختن تو از من، […]

Single-option Multiple-choice Problems

آن‌وقت‌ها، دنیا می‌ایستاد، به احترام‌مان و، ما می‌نشستیم. می‌نشستیم، تکیه بر جایِ بزرگان، بزرگانی که خودمان بودیم. اصلاً؛ خودمان خدا بودیم آن روزها. روزهایی که خدایان تنها بودند و، آسمان پر از اشک. روزهایی که… راستی، آماندا؛ خدای هشتم رو یادته؟ شنیدی؟ نشنیدی؟ بِذ بگم برات… \بعدی{} دنیا به تمسخر گرفته چرخیدن ما را. دنیا […]

Smile — Meaningless eyes of an stranger

پدر برایمان موعظه می‌خواند. ما اما خیلی وقت است عاشق ناقوسِ کلیسا شده‌ایم، صدای پدر را که هیچ، صدای پسرانِ تخس‌ش را هم نمی‌شنویم حتّی. صدای خاک می‌آمد از باغ‌چه‌ی هم‌سایه تمامِ شب. و اما شب. شب دیگر آن‌قدرها هم نوبل نیست در نوع خودش. تمامِ نجابت‌ش را به خواب داده. \بعدی{} پر می‌شوم و، […]

Pure Plagiarism

\نت{چه خواب‌های زیبایی می‌بینی آماندا؛ به کابوس‌های من هم سر بزن.} در خواب‌هایم تویی نیست، و من فقط گذشته‌ام. نوری نیست که سوسو بزند از لای واپیچِ سنگ‌ها و؛\مکث{900} پیچِ درختان. نوری نیست که نترسم از تاریکیِ بی‌قید-و-بندِ خواب‌های‌م؛ واقع‌بینانه‌ترین کابوس‌های روزانه. بخوابم؟ بخوابم تا اثبات کنم که چقدر زود بزرگ می‌شوم؟ که چه‌قدر زود […]