Dreaming of sunk costs: Take 1

از خواب پریدم. به پهنای صورت‌ می‌خندیدم. چند ثانیه‌ای طول کشید تا بفهمم خواب بوده. اگر پارسال بود شاید بر حسب این خواب یک تصمیمی هم می‌گرفتم حتّی؛ حالا اما؛ اعتقادم را به خواب‌ها از دست داده‌ام. و به کو-اینسیدنس‌ها. و به نگاه‌ها. حالا؛ من به اتّفاقات ایمپلیسیت زندگی حتّی فکر هم نمی‌کنم. خودمانیم؛ هدف […]

Sensuous Chill — how you softly begin to breathe again

خب… این بار الکی شروع می‌کنم. الکی نفس می‌کشم. الکی می‌نویسم. الکی موزون می‌شوم. و خدا را چه دیدی… شاید هنوز هم الکی‌های من از حساب‌شده‌های شان حساب‌شده‌تر بود. [شان را هفته‌ی پیش در کافه ویونا دیدم. با تمام شان-آتان-بازی‌هایش؛ جُم نخورده بود. خوشحال شدم که دنیای شان هنوز هم مثل قبل است.] TODO \بعدی{} […]

a sort of temporary peace

برایش توضیح می‌دم. یا لااقل زور می‌زنم. آ: «مثلاً زندگی‌ای که تتریس بود و ما شطرنج بازی‌ش کردیم. \لینک{https://medium.com/life-learning/your-life-is-tetris-stop-playing-it-like-chess-4baac6b2750d}{مگه نه؟}» فهمیده… تعجّب می‌کنم. [و زیرِ لب خودم را به خاطر جدّی نگرفتن دیگران لعنت] آرام می‌شوم. لبخندک‌ک‌ی هم می‌زنم حتّی. م: «راستی آنابل؛ قرار بود تا چند بشمارم؟ از دستم در رفت باز.»

I know the irony

کلّ غرغرهای گذشته‌ام چس‌ناله به نظر می‌رسند؛ دوری، خستگی، روزمرگی. هِه؛ گه‌خوری‌های اضافی. کدام خودکشی؟ از چه کسی فرار کنیم؟ به چه کسی فرار کنیم؟ از خودمان به خود-آی-مان؟ از نا-خود-های‌مان به نا-خدای-مان؟ از بیخودی-های‌مان به بی-خودی-های‌مان؟ \بعدی{} به هر حال من مانده‌ام و دنیایی که اساساً «» است. [کلمه‌اش را نمی‌دانم. یک ماه است […]

I used to be someone happy… lol, jk

خیلی پسیو «نایتس این وایت سَتین» می‌خواند. شُل می‌خواند. من هم برایش وِل می‌زنم؛ که نفهمد بلد نیستم. استیلِ تخمم هم نیستی دکلمه می‌کند: «یِس آی لاو یو». مکث می‌کنیم؛ می‌فهمیم چه گندی زده‌ایم. [حسّ خوبیست که بدانید تنها کسی نیستید که گند زده] چشم‌هامان را می‌بندیم. م: «از اوّل.»

C++ rejects `virtual friend` as an identifier

آدم‌ها برمی‌گردند. بومرنگ باشند انگار. همه‌شان کانتمپورری دنسر شده‌اند؛ من پر از سکوت. قیفِ اسپلیت زدن‌هاشان را می‌دهند؛ من ساکت. نگاه‌شان می‌کنم. دنیا اسلوموشن شده باشد انگار. جذّاب‌ترین حرکات‌شان حوصله‌سربر است. حرفه‌ای‌ترین ریتم‌های‌شان تکراری. فکری می‌شوم… از چه‌روزی دنیا کند شد؟ \بعدی{} می‌بازم. شب‌ها را ۳ ساعته می‌کنم و، زمان را به نفع خودم مصادره. […]

Our Slippery Hitch

تعظیم می‌کنم؛ به \لینک{http://www.telewebion.com/fa/1344464/%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D8%AE%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%84%D9%87-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%9B%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D9%81%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86/%D8%AE%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%87.html}{سجّاد افشاریان} و متن خوبش.

Waking up to the light of a lightening

دنیا گیج می‌رود سرش که دورِ من می‌چرخد. [با سرگیجه اگر پیش دکتر بروید اوّلین سؤالش این است که: «اتاق دورِ تو می‌چرخه یا تو دور اتاق؟» حسّ شوخ‌طبعی‌تان را اگر حفظ کنید می‌توانید یک مکثِ کوتاه کنید و جواب بدهید: «مگه حرکت نسبی نیست؟» تا لبخند دکترِ کچلِ بداخلاق را \چبر{win} کنید.] دنیا هر […]

Mainstream Upstreams

«یک شروع ضعیف بهتر از شروع نکردن است.» من باور نمی‌کنم. شما هم نکنید. \بعدی{} جلسات \چبر{face-to-face} من هیچ‌وقت خوب پیش نمی‌روند. همیشه طرف مقابلم از داده‌های ورودی‌ش \چبر{overflow} می‌کند. همیشه من می‌مانم و بحث‌های نیمه‌کاره‌ای که ترجیح می‌دادم از بیخ شروع…. خودمانیم؛ سیریسلی وات دِ فاک؟ از بین همه‌ی شما یک نفر پیدا نمی‌شود […]

Rollbacks Considered Harmful

به نامِ خدایی که این‌جا هست و آن‌جا نه؛ همان خدایی که صبحِ امروز خواب ماند (چون دیشب داشت تا دیروقت با دوست‌دخترش در فرانکفورت چت می‌کرد) و بدو بدو به سمت دیارِ باقی شتافت. موضوع انشاء: خدا \بعدی{} آدم‌ها اصولاً می‌روند؛ اصولاً قرار است بروند. و تو نگاه می‌کنی. گاهی برای‌شان دستی تکانکی می‌دهی. […]