اینکه من خوابم یا نه، دست تو نیست. برو همون WMatchingت رو بزن.
Finally
چه حسی بهت دست میده اگه ببینی SpiritBreaker و Troll و Faceless دارن با هم میان دنبالت؟ \کد{/bin/bash} \نت{دقیقا ۹ روز و ۵ دقیقه تا اون روز کذایی. روزی که یه بخش خیلی کوچیک (هر چند مهم) از زندگی من شروع به وقوع میکنه. واضحه که چی دوست دارم. توکل بعضی وقتها اما…}
On a saturday night, On 1924
اساسا این دنیا مهندسیساز نیست. چون دکمهی Undo نداره و نمیشه گندی که زدی رو جمع کنی. و عجیبتر اینکه توی منو گزینهی “Found a bug” نداره که آدم بتونه ریپورت کنه. شما با خرج ۹۹.۹۸ دلار در سال میتونین طراحی GUI برنامهتون رو به برنامهنویسان خبرهی ما واگذار کنید. \بعدی{} – خب، حالا این […]
When I was one
دو تا از ستارههای آسمون رو انتخاب میکنم. یه خط رسم میکنم که از جفتشون بگذره. یه طرفش آخرش با زمین برخورد میکنه و اونیکی اونقدر دور میشه که بیخیالش میشم. نه، نشد. از اول.
23.7 celsius degree after exam
خواب، اینجا هم ساکته. همون bound اشتباهی که دیگران عادت کردن روی من بزنن. \بعدی{} بزرگتر که شدم، یاد کودکیم که افتادم، یک کتاب مینویسم و اسمش را «چشم گربهها» میگذارم. راستی، گربهها گریه هم میکنند؟
2D Planar Graph
\ltr{Don’t believe in what you hear, And only half of what you see} اگر دنیا یک Grid باشد: روی خط y = 0 پر از حقیقت است و بقیهی صفحه پر از دروغ است. هر انسانی روی یک نقطه به مختصات x و y = 0 قرار گرفته و به مثبت بینهایت محور xها نگاه […]
Fool Search Algodeen
راستی، دفعهی بعدی که خواستی در مورد Inverse Branch Factor حرف بزنی، یه کم بیشتر خاطره بگو، خوش میگذره.
Nomente der topes loniko remisnorse somi
گاهی اصلا فکر نمیکنم و گاهی فقط فکر میکنم. دوست ندارم به فکر نکردنهایم فکر کنم. من و تفکرهای بی حد و نصابم فقط مجبوریم با هم باشیم. \بعدی{} من دقیقا چقدر کلهخرم اگه ببینم و قبول نکنم؟ قبول، باختم، میشه Leave بدم؟
Really?
برو توی Settings و گزینهی Real-Time Protection رو خاموش کن. شاید اینطوری یه کم از حقیقت رو بفهمی.
Spectre
\ltr{A plain yellow dress. That’s all that separated Sarah from the throngs.}