Tuesday, 2’s-day

تمام حرفه‌ای‌ها یک روز به یک جایی که رسیده‌اند، جلوی در دستشویی یک مکثِ لحظه‌ای کرده‌اند و گفته‌اند: «کونِ لقِّ همه‌شون» قاف‌ش را هم هر چه بیشتر مشدّد کرده بوده باشند، بعدها حرفه‌ای‌تر شده‌اند.

Just like a novel sensation

از اینجا که رد می‌شوم، همه چیز بو می‌دهد. بوی دریا، یا شاید یاس. تمام آن‌هایی که نوشته‌ام، هر چقدر خودم را \چبر{arouse} می‌کنند، برای انتشار احمقانه به نظر می‌رسند. همه چیز بوی تنهایی‌های دونفره را می‌دهد. تمام آنهایی که «تنهایی‌های دونفره» را در دسته‌ی \چبر{oxymoron}‍ها می‌گذارند احمقند. همه‌ی‌شان، بدون استثناء. همه‌ی‌شان؛ چون هیچ شهودی […]

12 pre-defined autoquite modes

عزیزَک‌م، می‌آید روزی که من هم دوباره شروع بشوم. آن‌قدر از تو می نویسم که تمام بشوی آنروز. آن روز، تو تعجب می‌کنی از تمام دوگانگی‌هایی که از صبح تا شب یقه‌ات را می‌گیرند، به دیوار می‌چسبانندت و تو را \چبر{seduce} می‌کنند، تا با آن‌ها روراست باشی. آن‌وقت است که افسوس می‌خوری. آرزو می‌کنی که […]

i.e. unlogoutable life

دنده را جا می‌زند و راه می‌افتد. جا می‌زند چون جرأت‌ش را ندارد، می‌افتد چون \لینک{http://en.wikipedia.org/wiki/Trust_fall}{اعتماد} کرده.

404: For me it happens all the time

اصلاً من عاشق شروع‌های کسل‌کننده‌ام: یک فرار کسل‌کننده، یک مرگ کسل‌کننده، یک خواب کسل‌کننده حتی. تو که در خواب من باشی، خواب هم کسل‌کننده می‌شود. خواب هم تکراری می‌شود، و من عاشق تکرارهای کسل‌کننده‌ام. منطق هم دروغ، دروغ هم کسل، کسل هم تکراری، تکرار هم تو، تو هم منطقی. همه‌ی‌تان با هم بشوید/می‌شوید. مدام تکرار […]

This may take a few seconds, and I don’t know who the first one is

م: «خاطره؟» نیمفادورا اولین خاطره‌ی آن دوران من بود. و من چرا باید برای‌ش از نیمفا حرف بزنم؟ چطور باید برای‌ش توضیح بدهم این فرآیند دگردیسی مخیّلات به حقایق را؟ چقدر باید جوابِ «بیا \لینک{http://en.wikipedia.org/wiki/Rudder}{راجر}-بازی در بیاریم» را با «صبر کن تا همه چیز [همان‌قدر که باید] حقیقی بشود» بدهم؟ م: «ساعت ۷ با شنیدن […]

Jarcon: Just Another Resentful Coincidence Over Network

باید دیفالت باشد. [اگر حتی برای فهمیدن اینکه در مورد زندگی حرف می‌زنم لحظه‌ای درنگ کردید، بهتر است وقت خودتان را با خواندن بقیه‌ی این نوشته تلف نکنید. -نویسنده] اتفاقی نیست تمام این «دیفالت»هایی که پشت سر هم می‌افتد. تمام این نوشته‌هایی که یکی-پس-از-دیگری [\چبر{the good-old “First After Second”}] پابلیش می‌شود. تمام این پرانتزهایی که […]

Read-Only Mails

مهم درد نیست. مهم لذت است. مهم لذّتِ بعضاً-دردناکی‌ست که می‌زاید. و مگر از حقیقت چیزی جز این انتظار می‌رود؟ مهم آن است، نه اینکه در آخر جمله معنای \چبر{honey} می‌دهد یا \چبر{honestly}. مهم \چبر{hon} است. مهم همان حقیقتی بود که هیچ‌کس نمی‌دید/دوست نداشت ببنید. هیچ‌کس دوست ندارد آینده را ببیند. همه‌ی‌شان دروغ می‌گویند، اگر […]

The right to be forgotten

کودکی‌های‌مان که به-رخِ-هم-کشیدن ندارد. چرا اصرار می‌کنی؟ حقیقت که دفن کردن ندارد. حقیقتی که در کنار من دفن بشود، باید حوصله‌ی جنون‌های از-لحظه-به-لحظه-گذرنده‌ی من را هم داشته باشد. من اما عاشق نگاه‌های بی‌روحم. نگاه‌های سردی که در چشمانش زل بزنند، و لب‌هایی که آسینکرونوسلی زمزمه کنند که دوستش دارند. من عاشقِ خیلی حماقت‌های دیگر هم […]

Lithium: Let me sleep alone

نارکوتیک و نارکیسِس، دایلکتیک و دیاکرتیک، لونلی‌نس و لاولی‌نس این‌ها چیزهایی هستند که من باید فرقشان را برای این احمق‌های ظاهراً-متفاوتِ ذاتاً-یکسان توضیح بدهم. حیف که همیشه همه چیز در \چبر{Next Chapters} توضیح داده می‌شود. حیف که دیر توضیح داده می‌شود. اصلاً؛ حیف که توضیح داده می‌شود. \بعدی{} هیچ‌وقت قرار نبود هوا اینقدر گرم باشد، […]