دو تا از ستارههای آسمون رو انتخاب میکنم. یه خط رسم میکنم که از جفتشون بگذره. یه طرفش آخرش با زمین برخورد میکنه و اونیکی اونقدر دور میشه که بیخیالش میشم. نه، نشد. از اول.
23.7 celsius degree after exam
خواب، اینجا هم ساکته. همون bound اشتباهی که دیگران عادت کردن روی من بزنن. \بعدی{} بزرگتر که شدم، یاد کودکیم که افتادم، یک کتاب مینویسم و اسمش را «چشم گربهها» میگذارم. راستی، گربهها گریه هم میکنند؟
2D Planar Graph
\ltr{Don’t believe in what you hear, And only half of what you see} اگر دنیا یک Grid باشد: روی خط y = 0 پر از حقیقت است و بقیهی صفحه پر از دروغ است. هر انسانی روی یک نقطه به مختصات x و y = 0 قرار گرفته و به مثبت بینهایت محور xها نگاه […]
Fool Search Algodeen
راستی، دفعهی بعدی که خواستی در مورد Inverse Branch Factor حرف بزنی، یه کم بیشتر خاطره بگو، خوش میگذره.
Nomente der topes loniko remisnorse somi
گاهی اصلا فکر نمیکنم و گاهی فقط فکر میکنم. دوست ندارم به فکر نکردنهایم فکر کنم. من و تفکرهای بی حد و نصابم فقط مجبوریم با هم باشیم. \بعدی{} من دقیقا چقدر کلهخرم اگه ببینم و قبول نکنم؟ قبول، باختم، میشه Leave بدم؟
Really?
برو توی Settings و گزینهی Real-Time Protection رو خاموش کن. شاید اینطوری یه کم از حقیقت رو بفهمی.
Spectre
\ltr{A plain yellow dress. That’s all that separated Sarah from the throngs.}
Your words mean nothing @ all
فکر نکنم هیچوقت آرزو کرده باشم که جای تو باشم، اینکه چرا هستم … شاید تو آرزو کردی؟ \بعدی{} تا خودت رو مجبور کنی که حتما یه \کد{goto hell;} قبل از \کد{return 0;} بتپونی، بلکه یه فایدهای واسش جور کرده باشی. \بعدی{} من هم مردم. مثل خیلیهای دیگر.
Such a lovely face
یادش بخیر. مرد. یعنی نمرد، مردوندنش.
The fire that burns wihtin
میلرزید و با عشق سایه میساخت. سرد نبود و به زندگی ادامه میداد. یادش میآمد و در این میان جرقه میزد. کبریتی روشنش نکرده بود و تصمیم نداشت خاموش شود. دیروز خاموش شد، به زور. روی بقایایش خاکستر میریزم. و برایش لالایی میخوانم.