خدا با ماست،\مکث{700}
سوگند یاد میکرد، دو-رگه.
\نقل{«گفته میشود در گذشته [سوگند] به ترکیبی شیمیایی اطلاق میشده است و برای صحت درستی سخن یک فرد از از او میخواستند که آن را بخورد، سپس زنده ماندن وی به معنی درستی سخن و مرگ وی به معنای دروغگویی او شمرده میشده.»}{ویکی پدیا}
بازی. مثل همهی بازیهای سینگلپلیر.
دروغش نوشتن قوانین بازی،
و حقیقت؛ فرار از دنیای تلویحاً-دروغگویِ ذاتاً-دروغزاده.
بازیست. برد-برد.
سوگند میخورَد و در کنار خدای بیخداییهایش میخوابد.
\چبر{immortal}ها هم که به مردن عادت دارند،
بیدار که بشود خیلی راحت زندگی قبلی را به بادهای فراموشی غربی میدهد،
از بادهای شرقی رولت روسی میگیرد و بازی میکند. وین-وین.