چند نفر،
از چند دوران،
و پس از چند روز تنهایی باید بمیرند،
تا ایمان بیاوریم که زبانمان نهآنقدر که باید معنا میدهد؟
زبانمان بیشتر از اینکه معنی بدهد، زیباست.
زبانمان را ساختهاند،
که شعر بگویند،
قافیه بچینند،
و گذشتهی بیروحمان را باانگیزه نشان بدهند.
که وقتی جمله را شروع کردیم،
ضربآهنگ کلمات،
به بهانهی مسجّع بودن،
معنای جمله را در دست بگیرند،
و هر کجا که دلشان میخواهد ببرندمان.
القصّه اینکه همزبانهای عزیز؛
زبانمان را بهمان انداختهاند.