Getting it done the Ctrl-L way, and how it seems like LeftCtrl

کنترل-ال:
حرف‌هایی که باید می‌زدم را زده‌ام. حالا باید سعی کنم تا تکراری نباشم.
شاید هیچ پسر دیگری نباشد که بخواهد دوران کودکی‌ش را با گفتن «چبم بلو لدش خیماد سحن بلویی، بلوی آدغ و رگم خیماد سحن بلویی.» تلف کند.
به هر حال، یک روز انتقام تمام حرف‌هایی که می‌خواستم بزنم و از ترس «تکراری شدن» نزدم را می‌گیرم، و بعد مدام تکرارشان می‌کنم.
آن روز تمام خاطرات را دعوت می‌کنم. حتی آن‌هایی که هیچ معادلی ندارند. بدترین‌های‌شان را حتی.
برای همه‌شان \لینک{sing://show.php?id=0b73448d0aaf861f63e88210c50f5345}{یوترن} می‌گذارم و مجبورشان می‌کنم برقصند.

ال-کنترل:
من‌هایی که حرف‌ها باید می‌زدند را زده‌اند. حالا سعی باید تکرار را بکند تا من نباشم.
هیچ کودکی نمی‌خواهد برای تلف کردن دوران شایدهای پسری‌ش بگوید: «بچم لبو دلش میخاد حسن لبویی، لبوی داغ و گرم میخاد حسن لبویی.»
هر روز، من حرف‌های همیشگی در مورد ترس از انتقام را تکرار می‌کنم، «حال» هم من را [تکرار] می‌کند.
خاطره‌ی دل‌خواه‌م را به صرف یک هم‌خوابی دعوت می‌کنم. خاطره‌ی دردناکی‌ست، و درد لذت‌بخشی.
با خودم به رخت‌خواب می‌برم‌ش، \لینک{http://www.youtube.com/watch?v=EaEPCsQ4608}{گریس‌کلی} می‌گذارم، و بدون هیچ اجباری می‌رقصیم. تانگو. سالسا.

کنترل-ال، یا ال-کنترل، من از تکرار می‌ترسم. می‌ترسم یکی از صبح‌هایی که بیدار می‌شوم ندانم که امروز جمعه است یا شنبه.