spineless smiles — or how to avoid eye contacts

\نت{ادیتوریال: نمی‌دانم به چه کسی می‌نویسم. تئودورا که قرار نیست باشد. نیمفا هم بیش از حد مجازی‌ست. گور پدر دل‌تنگی‌های بی‌مخاطب: برای نارسیس.}

کین گفته بود هیچ چیز بهتر از \لینک{http://en.wikipedia.org/wiki/San_Jose,_California#Public_transportation}{پابلیک‌ترنسپورتیشن‌های سن‌خوزه} نیست.
«هیچ‌چیز»های کین، شباهت خاصی به «بی‌زاری»های من دارد. استفاده می‌شود صرفاً برای اینکه جمله از لحاظ دستوری بی‌پدرومادر نباشد.
حتی اگر فلانی مخالفت احمقانه‌ای با حرف کین بکند.
و حتی اگر تحلیل‌های شخمی‌ش را در مورد نوشته‌های من از سر بگیرد.
\بعدی{}
من از همان-قدیمی بودن متنفرم. [و از کسانی که در رستوران «همیشگی» سفارش می‌دهند]
حس بامزه‌ای‌ست گیواِوِی کردن حقایق قدیمی برای بوجود آوردن حقایق جدید.
من با گفتن بخشی از حقایق، حرفی که باید را می‌زنم،
و با نگفتن بخش باقی‌مانده، حرفی که باید را می‌شنوم.
\بعدی{}
نارسیس،
من با \چبر{x-(} زدن و اخم کردن و صدا بالا بردن عصبانی حساب نمی‌شوم.
این‌ها روزمرگی‌هایی‌ست که باید انجام داد تا کارها درست پیش بروند.
من زمانی عصبانی شده‌ام که چند ثانیه چشم‌های‌م را ببندم و یک نفس عمیق بکشم.
– «تا تعریف‌ت از عصبانیت چی باشه…»
[مثل کــوشـــولـــوهای مهدکودک‌نرفته‌ای که وقتی حوصله‌ی بحث ندارند، به تعاریفِ پایه مشکلِ \چبر{so-called}-فلسفی وارد می‌کنند]
[و مثل هم‌مهدکودک‌نرفته‌ها‌ی‌شان که حاضرند هر استدلال فلان‌ی را قبول کنند بلکه اعتقادات ۱۷-ساله‌شان به سن ترشی انداختن برسد]
\بعدی{}
نارسیس،
به بلوغ \چبر{scam}-شناسی که رسیده باشی، هیچ‌وقت هیجان خطر را حس نخواهی کرد. هیچ‌وقت روی \چبر{“WOW, I’m shocked, Is this really your photo?”}‍ها کلیک نمی‌کنی.
و وقتی به بلوغِ «خود-جزیره‌ی-ثبات-بینی» برسی، از لذت مقایسه‌ی تفاوت‌ها محروم شده‌ای.
لزومی ندارد تقدس‌های‌مان را با خودمان بزرگ کنیم.
من به اشتباه‌های‌م می‌نازم، اما تکرارشان نمی‌کنم.