The AFD promise, and how it [simply] looked like a regular night

جدیداً به ظرافت \چبر{coincidence}‍هایی که رخ می‌دهد شک می‌کنم. لعنتی‌ها اینقدر هول‌ناک شده‌اند که خیلی با-وقار به بخشِ «از پیش طراحی شده‌ها»ی مغزم ری‌دایرکت می‌شوند. وقار [گریس]، وقاحت [آبسنس].
تئودورا بیخودی به من پیشنهاد نمی‌کند که کیمیاگر را یک بار دیگر بخوانم. لابد می‌داند که این بار معنی «نرگس» را می‌فهمم. نارسیسوس، نارکیسوس، نارگیسوس، نرگس، یا هر چه مترجم دل‌ش بخواهد. حتی ف.ب. هم می‌فهمد که شخصیت من به نارسیسا خیلی نزدیک است. خیلی‌ها [خودشان] خوب می‌فهمند که نباید برق اگوتیسم‌ی که در چشم‌های من هست را نادیده بگیرند.
لابد انتظار دارد حالا که منظورش را فهمیدم، متن‌ی برای‌ش پیشنهاد کنم که اشاره‌ای به «مفیستوفلیز» داشته باشد. من هم \لینک{sing://d8b97c71db2534db3923145eddb9ed69}{ویدیوتیپ} را برای‌ش می‌فرستم. فقط برای اینکه ثابت کنم مغزم هنوز کار می‌کند. [یا شاید برای اثبات اینکه «کلئو پاترا» و «پنه لوپه» را هم می‌شناسم.]
\بعدی{}
-: «چرا اینقدر خیس شدی؟»
م: «دوش که نگرفتم، بارون میاد.»
-: «مگه چتر نداشتی خب؟»
چتر یک-نفره. برای کسانی که دوست ندارند در حالی که خیس شده‌اند دیده بشوند. [همین‌هایی که اسم‌شان می‌شود \چبر{guy in a suit} و خیلی با \چبر{scruffy hacker}‍ها فرق می‌کنند.]
چتر دو-نفره. برای کسانی که دوست دارند حتماً زیر چتر خیس بشوند. شاید از خیس شدن در جایی جز زیر چتر دلخواه‌شان بترسند حتی.
م: «حس‌ش نبود.»
\بعدی{}
دوستی یک رابطه‌ی یک‌طرفه است. باور ندارید؟ مهم نیست.
دوستی‌های [ظاهراً] دوطرفه، برآیند دو رابطه‌ی یک‌طرفه هستند که در بهترین حالت سینکرونایز شده‌اند تا هم‌زمان اوج بگیرند. هم‌ذات نیستند اما.
بی‌خیال. حرف‌های جذاب‌ی نیست برای از-من-شنیده-شدن. از یک من-مانند انتظار می‌رود تا از \چبر{“Thinking of bed, Dancing instead”} حرف بزند، لابد.