No matter how long you spend climbing out, you can still fall back down in an instant

د: «بعد از ترجمه و سانسور شدن، شد: شیر نوشیدند و مست کردند و رقصیدند…»
م: «من هیچ‌وقت مست نکردم. تو هم که هیچ‌وقت نرقصیدی.
می‌فهمی که؟ مست کردن و رقصیدن کار من و تو نیست. مست کردن برای سرخوش‌هاست و رقصیدن برای چیک‌ها.
ما باید شیر بخوریم، به هم نگاه کنیم و سکوت کنیم.»
\بعدی{}
تزریق حقیقت است. تلویزیون را روشن می‌کنی، اخبار پخش می‌کند. یکی‌شان می‌گوید: «بزرگان علم فیزیک دکتر شهریاری و دکتر علی‌محمدی هستند.» نیوتن لبخند می‌زند.
تزریق حقیقت یعنی اینکه به حرف‌های‌شان اضافه می‌کنند: «فیزیک در برگیرنده‌ی همه‌ی علوم است.» مزخرف که نگفتند. جمله‌ی تقریباً-در-مورد-همه‌ی-علوم-صادق ی‌ است.
مگر زبان. که ساخته شد تا انسان‌ها توانایی‌های‌شان را به رخ هم بکشند.
فارسی، قرار بود نشان‌دهنده‌ی توانایی انسان‌ها در چیدن «قافیه»ها و «ردیف»ها باشد.
انگلیسی ابداع شد، تا کسانی که خیلی خودشان را می‌گیرند هم بتوانند فحش‌های رکیک بدهند و در عین حال وانمود کنند که از کلمات روزمره‌ای استفاده کرده‌اند.
آلمانی ساخته شده تا انتقام تمام زبان‌های نرم و لطیف دیگر را بگیرد. برای اینکه نشان بدهد انسان‌ها هم عصبانی می‌شوند.
و اسپانیایی، برای عاشقانه‌ها. عاشقانه‌هایی که حتماً باید هنگام سالسا دنس‌ینگ خوانده شوند.
فرانسه اما، خیلی با بقیه‌ی زبان‌ها فرق می‌کند. یک اثبات است. زاییده‌ی ذهن ریاضی-زده‌ی انسان‌ها، برای اینکه بقبولانند زبانی وجود دارد که سکسی‌تر از آن نه قبلاً بوده و نه بعداً خواهد بود.