Seems like she never really knew me

د: … و سلف ایندالجنت؟
م: آره، اما تو از کجا می‌دونی؟
– بدیهیه.
– [لعنت] نه. جدی گفتم.
– بی‌خیال. آدم جالبی هستی.
– مسلما، ببخشید من باید برم.
– دروغ می‌گی. سرت مثل خر خلوته.
– هان؟
– باشه، وانمود کن. بای.
\نت{نمی‌دونم [بیشتر] اینجور مواقع اول لعنت می‌کنم و بعد قاه‌قاه می‌خندم یا اول قاه‌قاه می‌خندم و بعد لعنت می‌کنم.}
\بعدی{}
«برخورد سریع از نوع دوم» هر چقدر اسم دهن‌پر‌کن‌ی باشد، هنوز بوی گند تکرار می‌دهد. تکرار احمقانه از روی هفت‌مین تکرار تاریخ.
من هم.
همان بوی متعفن.
و همان اسانس و خوش‌بو‌کننده.
با همان روزمرگی‌های بی‌صدای همیشگی.