\لینک{blog://49718979am/}{تلاش} برای چپچین بودن،
و حالا برای \چبر{justify} شدن.
خوب میدانم که چینش من هیچ ارزشی برای دیگران ندارد،
مگر برای آنهایی که یاد گرفتهاند \چبر{abstract} باشند،
و آنهایی که وانمود میکنند، البته.
\بعدی{}
برای راحت بودن خیال من،
فهمیدن [تنها] یک دقیقه از فردا کافیست.
اما مشکلش جای دیگریست.
\نت{خیلی بامزه [و معصومانه] به من زل زده (تا بیخ وجودم احساس میکنم که به مانیتور زل زده)
و با یه حالتی که انگار شکست عشقی خورده باشم بهم میگه: «درست میشه»
اینه که میگم انتظار ندارم بفهمن.
برای اینها، شکست عشقی احمقانهترین فلاکت ممکن حساب میشه.
شاید من خیلی احمقم. با بیاحساس، حتی.}