Insufficient – NoCoffee

و چشم‌های جفتی که berserker را ال‌هام می‌کنند، الهام را برزرکer می‌کنند شاید.
\بعدی{}
در لحظاتی که لزومی ندارد حتی به یکی از کلماتی که دیگران می‌گویند اعتماد کنی.
دوست دارم برای مدت کوتاهی هم که شده ترک کنم این دنیای احمقانه را، که چپ-دست بودن در آن افتخار است. شاید باید تمام عادت‌های احمقانه‌ام را ترک کنم. تمام‌شان، نوشتن حتی.
\بعدی{}
من در گذشته، گذشته، گذشته، … اه، ای کاش من هم یک گذشته‌ی تخـ*ـی روزمره داشتم، مثل خیلی‌های دیگر. یا حداقل می‌توانستم از آن حرف بزنم، مثل خیلی‌های باقی مانده.