Thelyrium

In a nightmare, every choice you make is a wrong one

moving, reMOVing ► ◄ A new role has come

آگوست 22, 2010
semekh

Once, Once, heey…

به فکر آینده‌های دور بود،
و من دوست داشتم گریه کنم،
آنقدر که یاد خاطرات قدیمی بیفتم.

از خواب که بیدار شدیم، گریه می‌کنم.

اینجا | بعضی وقت‌ها | بفهم | فلان