DRUG: Down Right Up God

می‌دانی امیلی؟
ما آدم‌های فانی برعکس شما گادس‌های اکیداً-باقی گاهی می‌میریم.
اکیداً-باقی بودن هم دنیای عجیبیست.
خداهای پیرپاتالی که آلزایمر گرفته‌اند و پوکی استخوان؛ اما نمی‌میرند.
هر روز صبح در پارک جمع می‌شوند، ورزش می‌کنند و شوخی‌های بی‌مزه؛ اما نمی‌میرند.
هر از گاهی هم به گاپل‌ها گیر می‌دهند که رفتارهای اینپروپریت نداشته باشند. از ترس کدام قیامت هم نمی‌دانند حتی؛ در عوض نمی‌میرند اما.
ما آدم‌های فانی اما می‌میریم. روزی چند ساعت. عمری یک بار.
و تمام تلاشمان را می‌کنیم که وقتی مردیم دنیا یادش نرود.
یادگاری می‌نویسیم، خودمان را به در و دیوار می‌مالیم و دور دنیا می‌شاشیم.
می‌دانی امیلی؟
دنیا، بی و با ما آدم‌های همیشه-فانی، بشاشیم یا نشاشیم، به بزرگ شدن ادامه می‌دهد.
امیلی، می‌گه «دیگه این مزرعه هرگز ترسی از خزون نداره.»