Forget Me Not

شده‌ایم اکوسیستم منطقه. زیست‌بوم.
ما.
خودِ خودِ مان را می‌گویم.
در عمق خودِ مان گم می‌شویم.
یادِ من می‌آید از کجا رفتم.
از همان جایی که صدای تنهایی می‌داد.
بوی تنهایی.
مزّه‌ی تنهایی گاهی حتّی.
و نگاه‌هایی که معنا نداشت.
و نگاه‌هایی که معنا نداشت.
و نگاه‌هایی که معنا…
یادِ مان می‌آید به کجا رفتیم.
به دورترین ماه منظو[ر]مه. ماهی‌گونه. [تو ماه، من ماهی.]
معنا که نداشت نگاه‌های‌م هنوز؛ امّا؛ امّا؛ امّا دل‌ش تنگ بود.
«یادش بخیر هر که زِ ما یاد می‌کند» امّا؛ امّا؛ آقا اجازه؟
امّا یادم تو[، ببخشید، یعنی شما،] را فراموش.
\بعدی{}
سر گی جه می گی رم.
به حالِ خودم.
بارانی از شمع در گوشم می‌ریزم و با زور زدن‌های‌ش من هم زور می‌زنم.
زور می‌زنم فراموش کنم.
زیرِ لب نفرین می‌کنم کنفسیوس را؛ نفرینی از سرِ \لینک{https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9_(%D9%BE%D8%B3%D9%88%D9%86%D8%AF_%D8%AA%D8%B5%D8%BA%DB%8C%D8%B1)}{تحبیب}.