C++ rejects `virtual friend` as an identifier

آدم‌ها برمی‌گردند. بومرنگ باشند انگار.
همه‌شان کانتمپورری دنسر شده‌اند؛ من پر از سکوت.
قیفِ اسپلیت زدن‌هاشان را می‌دهند؛ من ساکت.
نگاه‌شان می‌کنم.
دنیا اسلوموشن شده باشد انگار.
جذّاب‌ترین حرکات‌شان حوصله‌سربر است.
حرفه‌ای‌ترین ریتم‌های‌شان تکراری.
فکری می‌شوم… از چه‌روزی دنیا کند شد؟
\بعدی{}
می‌بازم.
شب‌ها را ۳ ساعته می‌کنم و،
زمان را به نفع خودم مصادره.
کپسول افیشنسی. هر ۶ ساعت یک بار. پنج‌شنبه‌ها ۸. جمعه‌ها شیاف.
بدو کوچولو. بدو تا به بقیه‌ی کوچولوهای دنیا نرسی.
\بعدی{}
دنیا خیلی بزرگ است؛ دنیای من کوچک.
فکر می‌کردم با قدم زدن می‌شود تا هر جایی رفت.
حالا امّا،
حالا که خسته از پیاده‌روی‌های روزانه و بی‌آلایش به جدول خیابان تکیه می‌زنم،
حالا می‌فهمم که مرّیخ «نبشِ نان‌فانتزی سحر» نیست.
حالا می‌فهمم دلیلِ نرسیدن‌های‌م را.