«یک شروع ضعیف بهتر از شروع نکردن است.»
من باور نمیکنم. شما هم نکنید.
\بعدی{}
جلسات \چبر{face-to-face} من هیچوقت خوب پیش نمیروند.
همیشه طرف مقابلم از دادههای ورودیش \چبر{overflow} میکند.
همیشه من میمانم و بحثهای نیمهکارهای که ترجیح میدادم از بیخ شروع….
خودمانیم؛ سیریسلی وات دِ فاک؟ از بین همهی شما یک نفر پیدا نمیشود که ۲۴ ساعت پشت سر هم بتواند بحث کند؟
\بعدی{}
«دنیا دو روز است» گفت مادرم.
به سبک غربیها.
یادم نمیآید چرا آنور را گرفتند غرب و اینور را شرق.
یادم نمیآید و برای کسی هم مهم نیست. زحمت هم کسی نمیدهد حتّی به خودش که وانمود کند هست.
همه میدانند؛ نیست.
\بعدی{}
یک امروز را زیر باران راه میروم.
و فردا و فردایش.
و تمام فرداهایی که نمیآید.
فردا نمیآید. من نمیروم. باران نمیبارد. چشمهایمان را نمیشوییم.
و سرما نمیخوریم.