Icy Towers in our Summer Wine

فارهمتن شروع داستان بود. همان جا هم تمام شد؛ داستان را می‌گویم.
داستانِ عجیبیست. دورانِ عجیبی هم هست. خوب جور شده‌اند.
به هم.
با هم.
فار هم تن.
\بعدی{}
و باید ادامه داد. این هم بهانه‌ی نوشتن.