درفت قبلی را \چبر{postpone} میکنم به یک وقت دیگر.
هم خودش را و هم سابجکتش را.
یک امشب را فانتزی باشیم. نظر؟
\بعدی{}
آسمان یک کایت گرفته دستش و از روی من میپَرَد. میپَرَد. میپَرَد.
من هم از از-رویم-پریده-شدن لذّت میبرم.
من بلندم. آسمان بلندتر. پریدنش از روی من که دیگر خـــِـــیلی بلند است.
اسمم را با بازتاب نور از روی اسکرین گوشی برایش مورس میکنم.
مشخّصات تمام ابرهای بارانیش را برایم مورسبک میکند.
من هم… از همان روز به انتظار نشستهام.
\بعدی{}
میدانی کارولینا…
تو نبودی مگر که میگفتی آدمها مینویسند چون درد دارند؟
چند وقت است که بدّردی گرفتهام.
و تأسّف میخورم از اینکه هیچوقت نشد بیشتر حرف بزنیم.
تأسّف میخورم و مینویسم.