Pure Plagiarism

\نت{چه خواب‌های زیبایی می‌بینی آماندا؛ به کابوس‌های من هم سر بزن.}
در خواب‌هایم تویی نیست،
و من فقط گذشته‌ام.
نوری نیست که سوسو بزند از لای واپیچِ سنگ‌ها و؛\مکث{900} پیچِ درختان.
نوری نیست که نترسم از تاریکیِ بی‌قید-و-بندِ خواب‌های‌م؛
واقع‌بینانه‌ترین کابوس‌های روزانه.
بخوابم؟
بخوابم تا اثبات کنم که چقدر زود بزرگ می‌شوم؟
که چه‌قدر زود بزرگ می‌شوند دغدغه‌های‌م با خودم؟ بیخودی.\مکث{700}
می‌نویسم و یک جمله جا می‌افتد همیشه و\مکث{400} همیشه و\مکث{800} همیشه.\مکث{1000}
شاید نباید می‌نوشتم،
  شاید بزرگترین دروغ دنیا،
  همان خواب اوّل بود،
    همان که من را خلاصه می‌کرد،
        به تو.
\بعدی{}
«کارِ روزگار».\مکث{800} هِه. خنده‌ام می‌گیرد. مسخره‌اش می‌کنم حتّی تهِ دلم.
اتوبوس (آن هم از نوع \چبر{rapid}ش) مگر جای پیدا کردن \چبر{coincidence} است؟
اتوبوس؟ آن هم از نوع \چبر{right-to-left}؟ خِرخِرخِر.
\بعدی{}
آماندا،
تمام حرف‌هایم وَر آمده و باد کرده و ماسیده.
تکرار، بیزاری، فرار، غرور، و خنده‌های تو شده‌اند تمامِ سوژه‌هایی که بلدم ازشان بنویسم.
«خنده‌های تو» را هم دروغ گفتم؛\مکث{700} بلد نیستم هنوز.