I preferred D to C-Minor

دختره خودش را ول داده روی چمن‌ها،
جوری که انگار هفت سال است لم داده و همان هفت سال پیش به جَک گفته: «تصویرم را مثلِ یکی از دختر-فرانسوی‌های‌ت بکش»
تو گویی هنوز باور دارد جک مشغول نقاشی‌ست،
جوری که واقعاً یکی از همان دختر-فرانسوی‌هاست انگار.

تنهاست،
نه او بخشی از پورتفولیوی نقاش خواهد شد،
و نه حتی نقّاشی آنجا نشسته است،
دوست داشت باشد، اما چیزی جز یک دوربین \چبر{SLR} [که حالا چراغِ سِلف‌تایمرش تندتند چشمک می‌زند] جلوی‌ش نیست.

برای‌ش لبخند تکان می‌دهم،
خنده‌اش می‌گیرد،
دوربین‌ش ول می‌دهد و فلاش می‌زند.

حالا که توجّه‌ش به چیزی جز دوربین‌ش جلب شده شاید فرانسوی‌تر شده باشد.
\نت{و شاید من را به عنوان «پسره» تگ کرد.}
\بعدی{}
هفتاد و سه نفر از همه‌های دنیا و چهل دوقلوی حدوداً-همسان.
سقفِ نصفِ تعداد احمق‌هایی که در پایانِ ویکِندِ آن‌ها بدنیا می‌آیند و [حداکثر] شروعِ آخرِ هفته‌ی خودمان خواب‌شان می‌گیرد.
پر شدم، از محاسباتی که همیشه یک چیزی کم دارد.
خواب‌م می‌آید.
اصلاً تمامِ نوشته‌های من باید با «خواب‌م می‌آید» شروع می‌شدند.