et s’il

اینکه چرا امروز \چبر{dead in the bed} من را یاد «سفید برفی» می‌انداخت به عهده‌ی خودتان، اما امشب تمام سفیدبرفی‌ها را «دِد این‌ دِ بِد» می‌دیدم.
دریغ از یکی‌شان که بخواهد جوابِ سلامِ نداده‌ام را بدهند حتی.
هر چه که باشد، من قلم را می‌چرخانم و قلم من را.
اما تمام‌شان می‌خواهند از دیروز بنویسند و به اسم فردا منتشر کنند.
تمام‌شان دچار عقده‌ی خود-قلم-بینی شده‌اند.
تمام‌شان تمام شده‌اند.