از خواب اضافی لذت میبرم، اما شب را بیدار میمانم.
از کولنمایی متنفرم و جالبترین شخصیتهایی که به عمرم دیدم کولبازی در میآورند.
به سالیتود اعتقاد دارم و از همصحبتشدن با دورا لذت میبرم.
دیسکوگرافی دانلود میکنم و تکآهنگ گوش میکنم.
سیلابس درسی تعریف میکنم و اولین بار که از \چبر{Win32API} استفاده کردم با تابع آشنا نبودم.
\چبر{Regret} گوش میکنم و اگر آهنگ بعدی \چبر{Umbrella} باشد اسکیپ نمیکنم.
پارادوکس نیست. یک نوع عادتِ خود-پر-شخصیت-بینیست که با \چبر{malfunction} پروفایلهای اخلاقی همراه شده.
و ایزیلیاینترستد: ایزیلیاینترستد یعنی بعد از اولین شنیدن استفادهی «فضولسنج»، جواب هر سؤالی با تِم «این چیه؟»، همان «فضولسنج»-همیشگی باشد.
\بعدی{}
فکر من را نه دستورالعمل جیغهای جیم مشغول میکند، نه برگزاری کلاس برای کوچولوهای به-ظاهر-از-درس-فراریِ-ذاتاً-خرخون.
فکر من، [خیلی ساده] با \چبر{Damsel in Distress} مشغول میشود. مشغولیت ذهنی، برای پیدا کردن ترجمه. پیدا کردن مصداق، حتی.
[خیلی حرفهای] به جایش مینویسم «دمزل این دیسترس»، مصداقش هم میشود \چبر{\لینک{http://www.facebook.com/MonaSaxMP}{Mona Sax}}.
کمکم باید به quine فکر کنم. ترجمه، مصداق.
\بعدی{}
ساموئل تا به حال گرفتار نشده احتمالاً. نمیداند که بچهها نباید بفهمند که راهی به اسم «خودکشی» وجود دارد.
میفهمی که چرا؟ چون \لینک{http://en.wikipedia.org/wiki/Golden_hammer}{چکش طلایی} صراحتاً بچهها را به استفاده از این راه وسوسه میکند.