امروز خیلی زود بود برای مرور-تمام-خاطرات-در-یک-نگاه.
حس بیمزهی \چبر{semi-transparent}یست مرور خاطرات احمقانه برای بار فلانم،
شاید چون احساس میکنی به تخمِ مادر-طبیعت نیستی احتمالا، که هر چقدر زحمت میکشی خاطرهی جذاب جدیدی یادت نمیآید.
معلم زبان آن زمانهای ما [که دختر خوشگلی بود] مسلماً دلیل کودکانهی خندههای بچهها بعد از شنیدن کلمهی short رو فهمیده بود که سرخ نشد و رنگ عوض نکرد.
یا شاید من هیچوقت به بخش فوق-ما-تحت حافظهم فشار نیاوردم، تا یادم بیاد بعد از اینکه رنگ عوض کرد چه رنگی شد.