The First/F*c*ing Lie

من دومین دروغ روزگارم. اولین را در خواب دیده بودم،
و هنوز هم بعضی شب‌ها منِ دومین مجبورم با اولین[ـِ خواب‌آلود] قدم بزنم و زیر لب زمین و زمان را لعنت کنم.
\بعدی{}
بین ۲۱ و ۲۳ گیر می‌کنی، نوشته \چبر{“The action is immediate and not undoable”} و من وصیت می‌کنم روی سنگ قبرم بنویسند \چبر{0xdead}
\بعدی{}
آخرش خداهه بر می‌گرده می‌گه: «پس تو چه غلطی تو اون دنیای بی‌صاحب کردی اگه …»
من هم [که با کمترین زحمتی منظورش رو می‌فهمم] می‌پرم وسط حرف‌ش و موهام رو کنار می‌زنم و جای زخم‌هایی رو نشون می‌دم که نوشته: \چبر{“Unsocial From The Beginning”}
متقاعد می‌شه.