«… ما باید عادت کنیم، تا خودمان معنی بدهیم، تا دیگران [به غلطترین شیوهی ممکن] معنیمان نکنند.»
یاوه میگویی. برای همین گفتم که از-سر-و-ته مطلب زدن عادتم شده، و مثلا لازم نیست ۱۲ خط از خاطرات مربوط و نامربوطم را بنویسم تا اثبات کنم که اکثر عادتها شدنیاند (و نه کردنی)
و قیافهیشان خیلی بامزه میشود، وقتی یکی از همان لبخندهای بیرمق کجکی روی لبهایت بیندازی و بگویی: «آی دُنت گیو اِ شِط» [و «ط»ش را محکم فشار بدهی]