تئودورا،
شاید عجیب به نظر برسد، اما یک احساس سراسری (از همانهایی که تو میگفتی باید جدیشان گرفت) اصرار میکند و من انکار.
تئودورا،
بعضی[چیز]ها را تا وقتی از دست ندهی به اضافی بودنشان در زندگیت پی نمیبری.
بعد از اینکه از دست دادی اما، صبح و شب زور میزنی تا مهم جلوهشان بدهی.
میفهمی که؟ یک احساس so-called-limbo-مانندی که اجازه نمیدهد به حماقتهای گذشتهات فکر کنی.