این بار، همان خودی منظورم بود که وقتی میخواهد ساعت را نگاه کند، چون حوصلهی ۱۲ واحد اضافه کردن ندارد، ساعتش را روی «فرمت ۲۴ ساعت» تنظیم میکند،
و حالا که با خیال راحت به ساعت تنظیم-شده-برای-نمایش-به-فرمت-۲۴-ساعت نگاه میکنم، میفهمم که وقت داریم.
\بعدی{}
حس ناآشنایی نبود، خیلی ساکت بود، خیلی،
درست مثل سکوت حاصل از تفکرات عمیق و بکر،
سکوتهای ۱۵-بار-تکرار-شونده.
این سکوتها بعضی وقتها حال-بهم-زن میشوند،
تحقیرم میکنند،
ساکتترین لحظات را که به رخم میکشند، مجبورم ساکت باشم،
و اگر قرار باشد برای اولین بار دلیلش را توضیح بدهم،
… یک آه عمیق میکشم، و ساکت میشوم.