– همان لحظههایی که اگر کسی بفهمد نمیتوانی تکذیبشان کنی. باید یاد بگیرم تا کمتر باشم. تمام کارهایم علیه خودم است و من عرضهی تکذیبشان را ندارم اما.
کمتر بودن، یعنی بیشتر حرف زدن، بیشتر نبودن.
یعنی بحثهای یک ساعتی در مورد برلند.
یعنی تلاش خود-کول-بینی یک فول.
باور کن همان حماقتهای قدیمی را ترجیح میدهم.
و من هنوز هم نمیفهمم که هر مشکلی دو راه دارد. آن یکی پاک کردن صورت سوال.
\نت{میترسم}