reverser than ever

خیلی سخت‌تر می‌گذره وقتی این روزها حتی حوصله‌ی وانمود کردن هم نداریم.
برا پسره از دور دست تکون می‌دیم و می‌گیم: «هی گای، ما هنوز اینجائیم و به ف‍*ک نرفتیم.»
اون هم لبخند می‌زنه و می‌گه: «اوکِی، پس هر وقت خواستید برید به من هم بگید.»