من \لینک{http://blog.horm.org/?p=1030}{اما} عجله دارم.
من عجله دارم ولی با وجود امتحان فردا از هر ۵ دقیقه ۴ دقیقهاش پشت کامپیوترم.
من عجله دارم ولی با اینکه یک ربع زود حرکت کردم، نیم ساعت دیر رسیدم.
من عجله دارم ولی برای گفتن حرفم یک ساعت مقدمه میچینم.
من عجله دارم ولی برای هر ایمیلی که میزنم، اتلیست یک ربع وقت میگذارم.
من عجله دارم ولی بعد از هر AAM مجبورم برای بندهی خدا شرح-ما-وقع بدهم، تا دلم به حالش نسوزد.
من عجله دارم ولی با خیال راحت در جواب سوالهای احمقانهی «هی گای، هاو آر یو دو اینگ؟»-وارشان صفحههای چند روز آخر اتوبیوگرافیم را به پیوست لاگفایلهای سیستمعامل برایشان ارسال میکنم.
من عجله دارم ولی این عقربههای ساعت هستند که همواره از من جلو میزنند.