– طبق معمول؟ ۲۰۰ گرم؟
شاید برای همین بود که دیگر صاایران تبلیغ بیمزهی در عین حال روشنکنندهی «هر روز بهتر از دیروز»ش را پخش نمیکرد.
شاید چون قدیمترها، هر روز بیست و چهار ساعت فیکس نبود و بنابر اقتضای زمان (اکثرا شرعی و بعضا غیرشرعی) تغییر میکرد.
شاید برای همین بود که دیگر بچهی همسایهمان ظهرها توی حیاط خانهشان بازی نمیکرد تا من بتوانم با شنیدن صدایش احساس زنده بودن بکنم.
شاید چون به اصل بوسه توجه نکرده بودیم.
– آره.
البته من برای بلوغ نوشتههایم هیچ عجلهای ندارم. شاید خودشان داشته باشند، البته.
زمزمهای میشنوم که «در ابتلا به فراموشی، قبل از هر چیزی، علت فراموشی از یاد میره.»