When I was one

دو تا از ستاره‌های آسمون رو انتخاب می‌کنم. یه خط رسم می‌کنم که از جفتشون بگذره. یه طرفش آخرش با زمین برخورد می‌کنه و اون‌یکی اونقدر دور می‌شه که بی‌خیالش می‌شم. نه، نشد. از اول.