کلثوم‌پاترا — یا سختی‌های عبور از سنّت به مدرنیته

دیدی گذشت؟ دیدی هنوز هم می‌گذرد؟ دیدی هنوز از گذشته به آینده می‌رویم؟ دیدی حتّی یک دقیقه هم که شده به احتراممان جهان را پاز نکردند؟ دیدی از-مان گذشت و کک-شان نگ-زید؟ دیدی ری-دی؟
گیریم که گذشت. گیریم که گیریم. گیریم به گیرم.
چه فایده که خسته شدیم. چه فایده که هنوز هم باران نمی‌بارد؟ چه فایده که نیستم حتّی اگر بیاید؛ چه فایده که «آمدیم نبودید»؟
اصلاً از کجا باید بود؟ باید بید؟ باید رید؟ باید دید.
دنیا تکراری‌ست کژوال، پر از آدم‌های کژوال، پر از کژوالیتی؛ کژال هم اسم قشنگی‌ست. اسم کژوالیتی‌هاش را می‌گذارد کژالیتی. خواننده هم اگر شد کَژَلیتی.
فال. بَک. این. تو. پلِیس.